صبح در کوچه‌ی ما منتظر خنده‌ی توست

سلام

می نویسم آنچه را که مقدر باشد

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۷ سلام

۵ مطلب با موضوع «یک کم حرف بزنیم» ثبت شده است

خواندن ، نوشتن ، گفتن ...

دغدغه‌های معمول یک خانه و زندگی ...

باید فکری برای به‌سامان شدنشان داشته باشم ! 

کمک به مادرم در خانه تکانی 

درست کردن طرح درس کتاب تولید محتوی 

اوووه کلاس های ضمن خدمت مجازی و جلسات کارگاهی و حل تمرین های آنها 

نگو نگو خانه تکانی 

و وسوسه جدید همسر برای تغییر خانه 

و دندان درد و دندان درد و دندان درد  و دکتر مونا نوه دایی ام که وقت ندارد تا بعد عید و دندانهایی که مونا مونا می کنند دوتایی باهم 

frowncrying

م . الف گندم
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

در همین وقت جنگ جهانی درگرفت . چه جنگی؟ آیا اینبار دشمن از مشرق می آمد یا از مغرب ؟ از شمال  یا از جنوب ؟ چه فرق می‌کرد؟ هر بیست و پنج یا سی سال یک‌بار، یعنی مدت زمان لازم برای ساختن سرباز ، جنگ به پا می‌شود  و پنج یا شش سال ، یعنی مدت زمان لازم برای کشتن سربازی که ساخته شده است ، طول می‌کشد ؛ پس از آن دوباره سرباز می‌سازند و دوباره جنگ می‌کنند. خلاصه جنگ درگرفت ....

قسمتی از داستان هفت شهر عشق نوشته روژه ایکور

این صادقانه ترین جمله‌هایی هست که راجع به جنگ خوندم و شنیدم 

هر روز باید هنگام نهار آمار کشته‌ها رو بشنویم 

سندباد رو دیدید دو قلعه با هم جنگ داشتند و کشته می دادند حالا با هر آرمانی هر گروه حق را با خودش می دانست ( آدمهای بند انگشتی بودند ) علی بابا هر دو حاکم را کف دستهاش گذاشت و بردشان روی ایوان قلعه گفت شما دوتا با هم دعوا دارید چرا بقیه باید کشته شوند حالا اینقدر همدیگر را بزنید تا یکی از شما بمیره . 

کاش جنگ نبود ....

همین الان اخبار : یک تانکر مواد منفجره کنار زائران منفجر شده ،در مسیر بازگشت در مرکزی رفاهی کنار شش اتوبوس زائران ایرانی ، بیش از 70 نفر شهید شده‌اند . 

واقعا متاسفم 


sad

م . الف گندم
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

....................................

م . الف گندم
۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

امروز 22 بهمن 94

خواننده ای خواند،.... و آواز با این مصرع تمام شد :

زنده بودن هنری ایرانیست

.

.

.

من حرفی برای گفتن ندارم frown

م . الف گندم
۲۲ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

دلم برای سوت و کوری اینجا سوخت .

دل پر از شادی دوست هست و پر از غم دوست دوستانی که تا حالا ندیدمشان . 

روزهایی که برای من پشت این میز خیلی معمولی میگذرد برای یکی سخت و یرای دیگری آسان است ، یکی میخندد و یکی می گرید .

میان این دو حس غریب مانده ام ....



م . الف گندم
۱۵ آذر ۹۴ ، ۰۸:۴۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر