صبح در کوچه‌ی ما منتظر خنده‌ی توست

سلام

می نویسم آنچه را که مقدر باشد

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۷ سلام

دلم شعر خواست

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ب.ظ

درخشش تو مثل آبشاری


از بلندی‌های محال می‌ریزد


در تخیّل پنجره‌ای است


که هفت آسمان در او جمع می‌شود


من به مدد مهربانی تو


و آفرینه‌های این تخیّل مغموم


در باغ‌های ناممکن آواز می‌خوانم


برای سنگ‌های پرنده

 

 

فکر کنم سلمان هراتی ...........شما بگید از کیه ؟

 

- اینقدر پریشون هستم که نخوام جستجو کنم .

- گیس طلا باز من رخت چرکهامو در معرض دید عموم پهن کردم .

- اینجا که خلوته بذار با خودم باشم .

۹۴/۱۱/۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
م . الف گندم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی