صبح در کوچه‌ی ما منتظر خنده‌ی توست

سلام

می نویسم آنچه را که مقدر باشد

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۷ سلام

یه چیزی بگم بخندید

چهارشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۱۳ ب.ظ

این سریال خانه دار شدن ما بعد از رفتن به آپارتمان ماجرای بامزه دیگه ای هم داشت :

بعد از اسباب کشی ایراد های خانه را برطرف کردیم کمی بنایی راه اندازی کولر و سرویس آن و گرفتن لک نم سقف اتاق و حصار کشی جلوی بالکن .... یک ماه گذشت و تازه خستگی این مدت داشت می رفت بیرون ، مهمان داشتیم برای خانه نویی و سر سفره نهار ، در زدند با یک یا الله ]مدند تو منم هاج و واج یکی یک سر متر را گرفت دیگری رفت ته هال صاحب خانه کناری هم بود ( ازش نگم بهتره آدم مزخرف )

خلاصه

ما سند آپارتمان غربی را دریافت کرده بودیم و در ساختمان شرقی نشسته بودیم  و این ایراد از قبل وجود داشته و صاحبخانه های قبلی با هم به توافق نرسیده بودند و این آقا داشت با سندی که از خانه ای که ما در ان نشسته بودیم وام مسکن می گرفت و آقایون متر به دست کارمند بانک بودند .

راحت ترین راه عوض کردن خانه بود یعنی حالا که سند غربی را داریم بریم همون ساختمون غربی بشینیم .

رفتیم و دوباره اسباب کشی و دوباره همان سرویس کولر بنایی های ریز ریز و مستقر شدن

امیداوارم که وسیله شادی شما را فراهم کرده باشم . laugh

۹۴/۱۱/۲۱ موافقین ۱ مخالفین ۰
م . الف گندم

نظرات  (۲)

۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۶ نوید شریفی
خسته نباشید
اسباب کشی سخته
پاسخ:

سخت سخت سخت

یک نه سالی گذشته الان خستگی ها در رفته

یادمون می مونه هیچ چیزی آسون بدست نمیاد

۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۹ میثم یوسفی
خنده دار بود؟
جا داره بشینیم زار زار براتون گریه کنیم ...

روی کره زمین کلیک کن!
تو تنظیمات وبلاگت، بخش "دنبال کردن" رو فعال کن تا بتونیم دنبالت کنیم ...
پاسخ:

سلام

اون موقع ما هم گریه کردیم .

یاد بازی گرگ بازی افتادم همدگر را دنبال می کردیم .

سک سک

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی